موضوعی که تو این پست قراره راجع بهش واستون سخنرانی کنم سیگاره

.واسه کسانی که اعتیاد دارن به سیگار یا حداقل فک می کنن اعتیاد دارن به سیگار .
اول از همه به نظر من اعتیاد واسه سیگار معنی نداره چون اگه بگیم فلانی معتاد سیگاره یه جورایی ارادش و در نظر نگرفتیم .مثلا من خیلی چای می خورم (یه فرض نیست واقعا خیلی چای می خورم !). و از وقتی اومدم تهران چون چای خوردنم بسیار کاهش پیدا کرده ، کلی مشکل دارم . مثلا معمولا عصرها سرم درد می گیره یا منگم . ولی آیا من معتاد چایم ؟ نه ! مسلما نه . من فقط عادت کردم به چای ، همین . حالا اگه درجه این عادت زیاد بشه، می شه اعتیاد . اعتیاد هم یه چیز نسبیه . در چه صورت من معتاد می شم؟ اگه اصل میانه روی رو فراموش کنم
.
خوب حالا فرض کنیم من می خوام این عادت و ترک کنم . باید چیکار کنم ؟ می دونین که ترک یه عادت خیلی سخته (البته بسته به اینکه چقد عادت کرده باشیم ). و برای هر کار سختی آدم انگیزه قوی می خواد . و برای یک انگیزه قوی هدف . پس اول از همه هدفتون و تعیین کنین . در اینجا باید اصل عدم تعجیل رو هم رعایت کنین . یعنی زود هدفتون و تعیین نکنین . فکر کنین و باز هم فکر کنین . همه جوانب و در نظر بگیرین و هدفتون رو مطمئن انتخاب کنین . اگه این مرحله رو خوب انجام بدین انگیزه زیادی خواهید داشت . حالا قدم بعد رو بردارین . سعی کنین اون عادت و بزارین کنار . با شکست های کوچیک ناامید نشین . اعتماد به نفس داشته باشین و به خودتون تلقین های منفی نکنین .
منطقی باشین و عجله نکنین . همون طور که گفتم ترک عادت یه کار سخت ولی مستمره . نباید عقب نشینی کنین . و این نیازمند یک انگیزه قویه .
اگه هنوز نتونستین خودتون و متقاعد کنین برای ترک این عادت، به احتمال 99.99 درصد به مشکل برمی خورین
.
براتون آرزوی موفقیت می کنم
.
+ نوشته شده در شنبه
1385/09/18ساعت 18:56  توسط حلال المشاکیل
|
خوب بعضی وختها هم تو بلاگ اصول کلی که برای هر کسی مفیده می ذاریم . این پست یکی از اوناس

:
۱)در همه چیز میانه رو باشین !(حتی در میانه روی). اینو من یه جایی خوندم . اولش به نظرم مسخره اومد ولی حالا بهش ایمان دارم . در اینکه آدم باید در همه چیز میانه رو باشه، شکی نیست (احتمالا
!) . ولی اینکه آدم باید در یه چیزایی میانه رو نباشه چی ؟!! بله آدم همیشه هم نباید میانه رو باشه . بعضی جاها زیاده یا کم روی روی لازمه . در این مورد بعدا خودتون متوجه می شین
!
۲)در ابتدای هر کاری سعی کنین تا انتهاش و برنامه ریزی کنین . البته این کار زیاد آسون نیست ، چون باید تمام جوانبش و در نظر بگیرین .ولی بعد یه مدت یاد می گیرین . پس از شکست های اولیه ناامید نشین . یه چیزی تو مایه های برنامه نویسیه دیگه . تو برنامه نویسی هم آدم اول خیلی سختشه ، ولی بعد یه مدت عادت می کنه .
So, take it easy
۳)همون طور که همیشه گفتم هر تصمیمی به همون سرعتی که گرفته می شه، به همون سرعتم فراموش می شه . دلیلش هم اینه که وقتی یه تصمیمی رو به سرعت می گیرین زیاد راجع به جوانبش فکر نمی کنین و همین باعث می شه که زود اون رو کنار بزارین . اگه قبلش همه جوانبش و در نظر بگیرین و مطمئن تصمیم بگیرین ، با برخورد به اولین مشکل زود خودتون و نمی بازین !البته در این مورد (فکر کردن) هم زیاده روی نکنین .
۴)واقع بین باشین . برای این کار باید بتونین به احساساتتون غلبه کنین . و این کار یکی از سخت ترین کارهای دنیاست .
خوب دیگه منبربازی کافیه
. راجع به حرفهایی که زدم فکر کنین
.
تا بعد ...
+ نوشته شده در چهارشنبه
1385/09/15ساعت 19:56  توسط حلال المشاکیل
|
اگر شما کسی را دوست دارید و هنوز به او نگفته اید و می خواهید بگویید باید اول از همه از آنچه انتخاب کرده اید مطمئن باشید. ولی در این زمینه
زیاده روی نکنید. سخت گیر نباشید ! یک سری از شرایطی که برای شما مهمتر هستند را فقط مدنظر قرار دهید ! فراموش نکنید
تفاهم وجودداشتنی نیست، به وجودآوردنی است !
حال فرض می کنیم شما تصمیم خود را گرفته اید و به اندازه کافی (؟) فکر کرده اید.اعتماد به نفس داشته باشید . یک قدم به جلو بردارید . به یاد داشته باشید "شما بدهکار نیستید !" (البته طلبکار هم نیستید !)بالاخره یا طرف مقابل شما موافق است و یا مخالف ! اگر مخالف باشد سه حالت جدید به وجود می آید:۱)پای کس دیگری در میان است . ۲)از شما متنفر است ۳) مخالف دوستی های اینچنینی است . در حالت اول می توان گفت کار زیادی از دست شما برنمی آید . احساساتی عمل نکنید . او هم اجازه انتخاب دارد . درست مثل شما ! پس موضوع را فراموش کنید .عشق از هنگام به وجود آمدن مانند گلوله برفی است که در سرازیری رها شده باشد .هر چه بیشتر بگذرد متوقف کردن آن سخت تر می شود .یک توصیه :اگر حس می کنید توانایی متوقف کردن یک گلوله برف را ندارید آن را منحرف کنید !!! پس به دنبال کی دیگری بروید . اینطور راحت تر می توانید طرف مقابل را فراموش کنید . یک نکته دیگر : هیچکس بیشتر از خود شما مقصر نیست . پس خود را گول نزنید ! تقصیر را گردن دیگران نیندازید !!!
در حالت دوم باید ریشه این تنفر را پیدا کنید و سعی کنید آن را از بین ببرید . البته اولا باید خواسته طرف مقابل شما منطقی باشد ثانیا این کار همیشه آسان نیست . ولی خوب به سختی اش می ارزد ! پس مصمم قدم بردارید و خود را اصلاح کنید . اگر باز هم از شما متنفر باشد، باز هم چیز زیادی از دست نداده اید ! مهمترین چیزی که بدست آورده اید تجربه بوده .یکی از ویژگی های منفی خود را نیز اصلاح کرده اید .پس به جای نگاه به گذشته٬ به آینده نگاه کنید .
در مورد سوم ، اول باید تکلیف خود را روشن کنید . آیا به نظر شما نیز این کار غلط است ؟ به دیگران نگاه نکنید ! به وجدان خود نگاه کنید . اگر وجدان شما جوابی برای این سوال دارد این جواب را به طرف مقابل خود انتقال دهید . در غیر اینصورت راهی که درست است را انتخاب کنید . به سختی های آن توجه نکنید !
موفق و موید باشید .
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/09/14ساعت 14:56  توسط حلال المشاکیل
|
به وبلاگ حل المشاکل خوش آمدید

.
این بلاگ با هدف کمک به شما در جهت حل مشکلاتتان ساخته شده. شما میتوانید مشکل خود را برای ما کامنت بگذارید و یا به آدرس mstwhkoacmekld@yahoo.com میل کنید. سپس ما سعی می کنیم شما را در جهت حل آن راهنمایی کنیم. نوشتن نام آپشنال است
.
امیدواریم لیاقت اعتماد شما را داشته باشیم
.
به عنوان مثال فرض می کنیم شما کسی را دوست دارید ولی هنوز به او نگفته اید ! بلاگ بعد سعی در راهنمایی چنین فردی دارد !!!
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/09/14ساعت 14:46  توسط حلال المشاکیل
|